ما بازنده ایم!
در انتخابات ریاست جمهوری دوخته بودیم. اسلاوی ژیژک، در نقد احزاب و گروه های چپ، در مجله هارپر نگاشت که بحران سرمایه داری فرصت خوبی برای به میدان آمدن "چپ ها" فراهم کرد که به مردم الگوی جدید اقتصادی، توزیع ثروت و منابع را معرفی کنند. اما باز ابتکار عمل به دست دولت سرمایه داری افتاد و تا بار دیگر چرخ تولید و درآمد را بر روال سابق بچرخانند. ژیژک اشاره ی روشن به مقاله نویسان چپ گرا دارد که شادمان از فروپاشی شرکت های بزرگ اقتصادی ایالات متحده، تنها به ذکر صدق پیشگویی مارکس و دلایل فروپاشی شرکت های بزرگ بسنده کردند.
ما نیز به بلای "کنایه نمادین" ژیژک گرفتار شدیم. انتخابات و دموکراسی در افغانستان منتقدان نهلیست فراوان داشت. منظور از این دسته از منتقدان، افرادی نیستند که از تقلب نوشتند و برای برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه تلاش کردند. منظورم کسانی است که از بنیاد این سیستم را در افغانستان قبول ندارند. دموکراسی امریکایی! دموکراسی جنگسالاران! دموکراسی اشغالگران و... این تعبیرات نیهلیستی، نشان بلوغ سیاسی و تاریخی نیست، نشان درماندگی و سترونی "نسل من" است که در اثر خشم و کینه ای که حاصل تاریخ مملو از حرمان و ستم می باشد، هوش و انرژی خلاق خود را از دست داده است. یعنی، در عین حال که ناتوان از خلق یک سیستم و یا وضعیت دلبخواه برای مردم خود است، به صورت افراطی در موضع نفی، سخنسرایی می کند. شاید آنچه که هست ناانسانی و بس نا انسانی باشد، اما آیا نسلی که با شور و شیدایی کلاسیک شعار می دهد، قادر به بهبود وضعیت هستند؟
از این خشم و کینه ی میراثی، از این بلوای نسل خود می ترسم. پتانسیل عظیم خشونت، عدم تساهل و نیروی بیکران ضدیت با خرد در قالب اساطیر سیاسی- تاریخی و مذهب در خود دارد. این نسل دارد اشتباهات نسل قبلی خود را تکرار می کند. از این سبب، "نسل جدید" دو واژه بی معنا برای نسل من است. انگار ما نیز قربانی طاعون خشونت و قتال نسل پیشین خود هستیم که در اثر ستم، فقر و حرمان تاریخی رادیکال شده بود.
آن چیزی که باید از تاریخ پر از خشونت خود یاد بگیریم، تساهل و مدارا، صلح و همگرایی است. اما برعکس نسل من دارد خشونت، افراطیت، عدم تحمل و تساهل، رفتارهای غیر عقلانی، اسطوره سازی و...
سیدمحمد کبیر تابش هستم ، از مرکز شهر باستانی بامیان