ضرورت بازنگری در نظام آموزشی دانشگاه کابل
ضرورت بازنگری در نظام آموزشی دانشگاه کابل
اشاره: این مطلب در سرمقاله نشریه تفاهم نیز به چاپ رسیده بود، تصمیم داشتم تا در چندین شماره آنرا ادامه بدهم اما با واکنش تند رئیس دانشگاه و بعضی استادان قرار گرفتم.ناگزیر تن به سانسور دادم،اما حالا می خواهم تا آنرا از طریق وبلاگ به نشر برسانم تا بیدار دلان بیرون از دانشگاه از وضعیت آگاه شده و در جستجوی حل مشکلات دانشگاه کابل که سخت دانشجویان را می آزارد شود.

از دیر زمانیست نا هنجاریها ی که در نظام آموزشی دانشگاه کابل ادامه دارد ذهنم را به خود مشغول نموده و هرگاهی عزم خود را جزم می نمودم تا گوشۀ از اینهمه نا بسامانی را که وجود دارد، به قید قلم بیاورم، ترس اخراج از دانشگاه بر دلم سایه می انداخت و عقل سود و زیان سنج به سکوت و تحمل فرمان می داد.
اما وقتیکه بعد از چاپ هر شمارۀ "تفاهم" با سوالات زیادی از دانشجویان مواجه می گردیدم که چرا از مشکلات خود "پوهنتون" چیزی نمی گویی؟چرا از این همه نارسایی ها و تنبل پروری ها و حق کشی هایی که در چهار سمتت صورت می گیرد چیزی نمی نویسی؟ و چرا ...؟
واقعاً جوابی برای آنها نداشتم، و ناچار از قلم خواستم تا اندکی از آنچه را که می بیند بر صفحه کاغذ بنگارد.
با آنکه سنت جاریه کشورما در مجموع،مخصوصاً در داخل دانشگاه چنین است که هر انتقاد و اعتراض که داشته باشی معمولاً با برچسب "ماجراجویی"، "انگیزه سیاسی" و ... عمدی و توطئه آمیز جلوه داده می شود.اما باید گفت که هدف در این نوشته جز اصلاحگری هیچ محریک دیگری نیست. به نظر این قلم دانشگاه کابل از نا هنجاریهای ذیل رنج فراوان می برد:
الف: گهنه و پراگنده بودن مواد درسی: عصر که ما در آن زندگی می کنیم، بیشتر به عصر اتوم و کمپیوتر معروف است،کتابخانه های دیجیتالی و متن های رایانه یی،سبب شده است تا هر یک از ما به کتابخانه ها و کتابهای ارزشمند دسترسی داشته باشیم،و از آن استفاده نمایم.اما از آنجایکه اکثر استادان به تخنیک جدید مانند کمپیوتر،انترنیت و ... دسترسی ندارد، و همان لکچر نوتی را به ما می آموزاند که از پدر کلانش به ارث برده، و عمر اکثر از جزوه های درسی و یا به اصطلاح "چپتر" های آموزشی دانشگاه کابل از عمر درختان که در صحن این دانشگاه موجود است بیشتر می باشند. و اکثر جزوه هایشان با دست و قلم بر روی کاغذهای کهنه نوشته شده و از بس طی چندین سال کاپی گردیده،باید نصف وقت و انرژی خود را به رو خوانی و خط خوانی آن به هدر بدهی. "در دانشگاه های مدرن، معمولاً مواد و مصالح درسي، هماهنگ با حركت دراز آهنگ زمان پيوسته به تازگي و تحول مي گرايد. اين تحول خصوصاً در حوزه علوم انساني سرعت مضاعف دارد و با گذشت هر سال نظريه ها و مباحث جديدتر و جدي تر پا به عرصه وجود مي گذارند. بناءً توفيق بيشتر از آنِ دانشگاهي خواهد بود كه هرچه بيشتر بتواند گيرنده و حتا زاينده انديشه هاي جديد باشد. رشد و بالندگي هر دانشگاه را بايد با ميزان استفاده از فن آوري و مواد و مصالح جديد درسي به ارزيابي گرفت. قامت استوار يا خميده دانشگاهيان را نيز در اين آيينه بايد به تماشا نشست."
دانشگاه و دانشگاهيان كابل اما در اين آيينه قامت استواري را به نمايش نمي گذارد. دسترسي به فن آوري مدرن را شايد فقر مملكت اجازه نمي دهد؛ ولی عدم استفاده از مواد و مصالح روز آمد درسي را در دنيايي كه نه تنها كثرت كتابهاي چاپي با آخرین داشته های علمی از ويژگي هاي آن است؛ بلكه وسعت كتاب هاي ديجيتالي و متن هاي رايانه اي نيز از خصوصيات بارزش به حساب مي رود، هرگز با فقر اقتصادی نمیتوان توجیه کرد. عدم استفاده از اين امكانات، بيشتر با فقر فكري ارتباط دارد تا فقر اقتصادي؛با تأسف در عصري كه پهناي سرسام آور باند CPU ها تمام تعاملات فيزيكي اين دنيا را به جانب مجازي شدن به پيش مي راند، محصل دانشگاه كابل ناگزير بايد در تمام ساعت درسي اش نوت شصت سال پيش را بنويسد و نقطه سر خط بشنود. بگذريم از اينكه اين نوت ها چقدر از مرض نا هماهنگي، پراكندگي و تكرار و تعقيد رنج مي برند.
سیدمحمد کبیر تابش هستم ، از مرکز شهر باستانی بامیان