عاشورا در هند

ارسالی: استاد شفق ــ ازشهر حیدر آباد هند ـ

تا به میدان اصلی تجمع دسته های سینه زنی و خنجر زنی نزدیک شدم، بوی تیز خون تازه را استشمام کردم. مردان، زنان و حتی اطفال را می دیدم که از میدان تجمع بر می گشتند، بدن شان پر خون بودند. سرهایشان با بنداج طبی بسته شده بودند و به سرهایشان خاک پاشیده بودند. تمام ساحه عزاداری تحت تدابیر شدید امنیتی پولیس هند و نیروی واکنش سریع آن قرارداشت. رفت و آمد موترها ممنوع بود: پولیس ها اسب سوار. درایالت اندیهرا پرادیش هند، مسلمانان زیادی زندگی میکنند مخصوصا در قسمت شهر کهنه حیدرآباد، مرکزایالت. حیدرآباد به دوقسمت شهر نو وشهر کهنه تقسیم شده است میدانستم که درشهر کهنه اکثریت نفوس را مسلمانان تشکیل می دهند ولی از تعلق مذهبی شان چیزی نمی دانستم وبدنبالش هم نبودم، اما در دهه محرم متوجه شدم که اکثریت مسلمانان شهر کهنه پیرو مذهب شیعه و دوازده امامی هستند. عزاداری ده روز محرم، به مناسبت شهادت حضرت امام حسین درروزدهم محرم سال 61 هجری درکربلا، یکی از مراسم های مذهبی اهل تشیع را تشکیل می دهد. اما شکل وفورم آن درهر کشور اندکی فرق می کندکه متاثیر از فرهنگ همان منطقه میباشد. دهم محرم رفتم درشهرکهنه حیدراباد، همه جا سیاه پوش بود از مردی که کاملا لباس سیاه پوشیده بود پرسیدم مرکز اصلی عزاداری کجاست؟ گفت: "بارگاه حضرت عباس" مستقیم. ساحه ای بسیار وسیعی بود هزاران نفر جمع شده بودند. تمام مردم لباسهای سیاه برتن داشتند و باپای برهنه. البته شب نهم محرم هم متوجه شده بودم که عزاداران درهند کفش نمی پوشند زنان ومردان و اطفال "پای لوچ" بودند. هردسته که باعلم ازداخل "بارگاه" برون میامد پیشاپیش دسته مردم شروع می کردند به تیغ زنی. درافغانستان زنجیرزنی وسینه زنی داریم؛ اینجا تیغ زنی. سینه هم می زنند اما بیشترمردم تیغ می زنند. انواع مختلیف تیغ وجودداشت شمشیرهای تیز وکلان، کارد، تیغ ریش تراشی را در رشته ای کشیده بودند و به پشت شان می زدند، میخ های را به تخته چوبی فروکرده بودن به پشت وسرشان می زدند. بیشتر به سر و پشت می زنند. زنان هم سرهایشان بندا ج شده بودند زنان درجای مخصوصی عزاداری می کنند و یکعده شان تیغ می زنند. از یکساله بالاتر تا هرچه سال آدمی می رسد سرهایشان را خونین کرده بودند. مخصوصا سرهای اطفال را به نشانه تبرک ویا به هردلیلی، نمی دانم، خنجر زده بودند و بسته بودند. مردان با خشونت زیاد تیغ می زنند، من پاکستان را هم دیده بودم که معروف به قمه زدن هستند، ولی به این اندازه خشین تیغ یا خنجر نمی زنند. ماشنهای مخصوص آب پاش وجودداشت که بالای بدن مردان پر خون آب می پاشند تا ازخون شسته شوند، در چقوری(گودی)های سرک، خوناب جمع شده بود. بوی خون انسان را ناراحت می کرد. برای من بسیار ناراحت کننده بود. باآمدن علم یکعده درردیف می خوابیدند علم را ازبالای ایشان عبور می داند. البته علمدارا ها بالای انسانها پا نمی گذاشتند بلکه ازبالایشانر تیر می شدند. یک نفر موظف بود که بالای موی عزاداران خاک بپاشد. بالای سر من نپاشید چون لباس سیاه نپوشیده بودم فکر کرد عزادار نیستم. یکعده از زنان هم درمیدان عمومی یکجا بامردان بودند، البته باحجاب کامل؛ تا چشمان پوشیده. یکعده از شدت زخم دراثر تیغ زنی به زمین می افتادند امبولانسها آماده بودند فورا به مراکز صحی انتقال می داند و مراکز سیار خدمات اولیه درهرجا وجودداشت تا زخم های سبکتررا درهمانجا تداوی و بنداج نمایند.

دراطراف سرک و کوچه ها غرفه های مخصوصی نصب شده بودند، باعلم ها و پارجه های سیاه، از هر غرفه آهنگهای نوحه و سخنرانی پخش می شدند. به مردم آب، شربت، شیر، چای و غذا نذرانه داده می شد. جالب اینکه شعر اکثر نوحه ها به زبان فارسی خوانده می شد. بیشتری بازبان روان وبدون لهجه. درمساجد و منبرهای قدیمی لوجه ها و نوشته ها همه به زبان فارسی نوشته شده است. فارسی درهندزبان دینی مسلمانان است. تقریبا مثل عربی درافغانستان.

درهند مردم بسیار افراطی و خشین عزاداری می کنند؛ تا جایی که معلومات دارم، اکثرعلمای شیعه آن را جایز نمی دانند.