بامیان از امن ترین نقطه افغانستان تا محرومترین مردم کشور
بامیان از امن ترین نقطه افغانستان
تا محرومترین مردم کشور
انتظار می رفت بعد از حادثه یازدهم سپتامبر، جامعه جهانی و حکومت مرکزی بیشترین توجه رابه ولایت باستانی بامیان نماید، چرا که بامیان از سنگرگاه تروریزم، بزرگترین تیر باطل را در سینه دارد و جایگاه خالی بودا مرثیه ی چندین قرن پیش را تا ابد سر خواهد داد و فریاد انسان باستان را در گلوگاه آدمیت مدرن امروز جاری خواهد ساخت که چرا بدینسان نشانه های دست سخت کوش آنان را در دام دود و آتش ماشین جنگ و ماشیندار ترور بستند و چه سودی از آن بردند. مردم شریف بامیان که سالیان سال با تمام محرومیت در زندگی شان، پاسدار ارزش های تاریخی و میراث ماندگار باستانی و ملی این سرزمین بوده اند، با دیدن هزاران فقر، تبعیض و نادیده گرفتن نیازهای انسانی شان دم بر نیاوردند تا مبادا امنیت ملی و آرامش و ثبات سراسری به دست آنان اخلال گردد. در حالی که این مردم بیشترین سهم را در آوردن ثبات و امنیت بازی کرده اند، حقا که زیبنده ی این مردم عزیز بازسازی شهر و محل حیات شان و بهسازی زمینه های زندگی شان می باشد؛ نه بی توجهی و اهمیت ندادن به خواست های آنان. به هرحال، بسی مناسب و منطقی بود که در طول هشت سال سپری شده، شعار انکشاف متوازن از جانب دولت در این نقطه عملی گردیده و راه و جاده سازی برای رسیدن به شهر زیبا و باستانی بامیان بیشتر از سایر ولایت ها به اجرا گذاشته می شد؛ چرا که این کار، تنها برای مردم ساکن در این ولایت سهولت به بار نمی آورد؛ بل می تواند از مجرای رسیدن آسان ترو بیشتر توریست های داخلی و خارجی در شهر ضحاک، جایگاه خالی بودا و دیگر مناظر زیبای طبیعت ناب بامیان با هزاران آثار کشف ناشده ی باستانی عواید سرشاری برای دولت جذب نماید. متأسفانه که اولویت کاری در امر بازسازی رعایت جوانب اقتصادی نبوده است و هیچ گاهی ایجاد منابع اقتصاد داخلی در دستور کار دولت فعلی قرار نگرفته است؛ بل هزینه های انجام شده در واقع نوعی معامله و باج دهی در مقابل آشوبگری ها بوده که در مناطق نا امن و ولایت هاي آشوب خیز به مصرف رسیده است. هزینه هایی که بازدهی آن رضایت بخش نبوده و چه بسا در آتش های افروخته شده دوباره به ویرانه تبدیل شده اند که مکتب های ویران شده در نتیجه ی آتش باری های طالبان نمونه ها ی از آن می باشند. اصل سخن در این نیست که چرا بودجه ی بازسازی در ولایت هاي آشوب خیز به مصرف می رسد که قطعا آنان نیز سهمی مساوی همانند سایر ولایت ها را خواهند داشت، بل نکته ی باریک در این است که توازن در میزان مصارف بودجه و انکشاف انجام یافته در خصوص ولایت بامیان به تناسب دیگر ولایت ها کمتر صورت پذیرفته و توجه هرچند ناچیز در ساخت و ساز زیربناهای شهری و مظاهر فرهنگی گران سنج این ولایت نشده است. به گفته ی بسیاری از بازدید کنندگان وقتی با هزار زحمت و مشقت راه دشوار گذر و جاده های خاکی مسیر بامیان را پشت سر می گذرانی، احساس خستگی ات چندان شدید نیست، مگر وقتی چشمت به شهر بامیان می افتد که مرکز اصلی آن بازارچه ی بیش نمی باشد، خستگی راه دو برابر شده و کسالت عمیقی در تار و پود انسان احساس می شود. با این حال نیز، مردم سخت کوش بامیان تا هنوز به زندگی مسالمت آمیز باور دارند، آرامش را دوست دارند و فرهنگ و دانش آنان جایگاه بس رفیعی را در چارچوب اصول و منافع ملی رقم زده است. از این رو در یک اقدام مسالمت آمیز دست به تظاهرات زدند، خواهان برق، سرک وانکشاف متوازن شدند، اعتراض شان را نشان دادند و امید دارند که حرف گفتن از این زبان نرم در گوش صاحبان صلاحیت مؤثر افتند. مردم بامیان از حکومت مرکزی،حکومت محلی، وکلا،احزاب سیاسی و سایر دست اندرکاران دولت می خواهند تا به وعده های خود عمل نموده و صدای مردم بامیان را بشنود. پرواضح است که توب قدرت و سیاست همیشه در دست آنها نیست و روزی خواهد رسید تا تاریخ و مردم قضاوت نمایند و چه قضاوت بهتر از مردم.
سیدمحمد کبیر تابش هستم ، از مرکز شهر باستانی بامیان